ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
30
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
فلان سردار روس را به ايران ما آورديم . چراكه بعد از فتحعلى خان دربندى ، شيخعلى خان با پدرم بدرفتارى كرد . از اين جهت اول كسى كه باعث آمدن روس به ايران شد من و پدرم بوديم . ديگر در بين صحبت مذكور نمود كه در شب شبيخون كه اونچ سركردهء روس را به ايروان من همراه بودم ، فلان و فلان كرده ، توپچى روس ، توپ را دير انداخت و صبح روشن شد ، و الا ما ايروان را تسخير و بطريق گنجه تصرف مىكرديم . دفعهء ديگر در بين صحبت از او مسموع شد كه در حضور صاحبى ايلچى مىگفت به زبان تركى كه « اوچ پختر الله رحمتنده » « 1 » اگر تا حال بود تمام مملكت ايران را بحيطهء تصرف دولت روسيه درآورده بود . همچنين بكرات از اين مقوله سخنان از آن نامرد بىايمان استماع مىشد . باوجود ادعاى مسلمانى ، در شب جمعه بيست و يكم ماه مبارك رمضان ، شرب خمر نموده ، تعريفى از خوردن گوشت خوك مىكرد . طرفه اينكه مذكور مىنمود كه جعفرقلى خان دنبلى گفت كه خوردن گوشت خوك نقص و ضررى ندارد . و خودش هم مىخورد و العهدة على الراوى . خلاصه اگر بخواهم كه تفصيل اعمال و افعال و بىدينى و دوستى و محبت او را با روسيه و دشمنى و عداوت او را با مطلق اهل اسلام بيان نمايم عمر كفايت نخواهد كرد . باوجود اين حال ، و ارتكاب اينقسم افعال الحمد الله تعالى كه مشاراليه نزد سردار روس و ساير طايفهء روسيه به قدر سر موئى قرب و منزلت ندارد . بلكه در عين ذلت در بىاعتبارى و عسرت و پريشانى بسر ميبرد . فرياد از دست بعضى از اين مقوله خلق آذربايجان كه غيرت و تعصب را بكنار گذاشته ، باعث آمدن طايفهء روس به ايران شدند . مخفى نماناد كه ولايت آذربايجان را هيچيك اهالى روس به غلبه و زور به حيطهء تصرف بيرون نياوردند . قدرى بدستيارى والىهاى گرجيه كه حال خود همگى اسير و در حبس آنها ميباشند ، و قدرى بدستيارى اشخاصيكه متصف به صفات آقابيك دربندى ميباشند ، به تصرف آنها درآمد . مگر ولايت گنجه كه آن هم به علت اينكه جواد خان كه از ايل جليل قاجاريه بود و نظر به مردى و مردانگى و غيرت ذاتى ، خود را بكشتن داد ، و ارامنهء سكنهء آنجا هم به او خيانت كرده ، حمايت [ از ] روسيه كردند . دست تصرف آنها به آن ولايت قوى گرديد . و الا ساير ولايات تصرفى آنها بدستيارى خود ايشان است ، كه حال هيچكدام از اهالى آنجا اختيار زن و بچه و مال و عيال خود را ندارند . اگر فرضا حركت مذبوحى از يكى از آنها صادر شود بلاتأمل او را روانهء سيبر كه محبس روسيه است [ مينمايند ] و هر كس به آنجا رفت مادام حيات امكان معاودت ندارد . همچنانكه جمعى كثير از اهالى شكى و شيروان را به جزئى تقصيرى گرفته روانهء آنجا كردند . كه برخى از آنها بر طرف و بقيه نيز تلف خواهند شد . اگرچه هنوز معرفت كلى از اين طايفهء ضاله حاصل نشده اما از قرار تقرير بعضى از اهالى تفليس ، واى بر احوال كسانى كه مطيع و منقاد و محشور با اين طايفه شدهاند .
--> ( 1 ) - ترجمه تركى اين جمله بدين قرار است « خدا رحمت كند اوچنچتر را » .